نیــــــــم سال گذشت!
دو روز پیش نیم سالت شد!
هفته ی بعد اولین نوروز زندگیته. امروز که بردمت کنترل 8 کیلو و 800 بودی و 68 سانتی متر
هفته ی پیش اولین سرماخوردگی عمرت رو تجربه کردی ( مثل خروسک بود و خداروشکر گرفتگی بینی نداشتی)
وقتی میخوای گریه کنی صدات درنمیاد. خیلی بامزه ست و دلم می سوزه البته خنده م هم میگیره.
الان دیگه روی چهار دست و پا بلند میشی و از 3و نیم ماهگی سینه خیز می رفتی حتی گاهی به سرعت.
فقط چند قدم چهاردست و پا رفته و بعد میشینی(روی یک پا و به حالت لمیده).
گاهی موقع چاردست و پا باسنت رو بلند می کنی و با یه حالت قورباقه ای می پیری جلو! طوری که حضار همه به خنده میفتن. 
حالا وقتی سمتت میایم برای اینکه بغلت کنیم دستا ت رو بلند میکنی.

همه چیز رو براحتی و بسرعت(به قول بابایی در کسری از ثانیه) میگیری دستت و مستقیم سمت دهنت.
با صدای بلند خمیازه می کشی.
چند باری موقع نشستن سرت رو بردی سمت انگشتای پات تا بخوریشون.
نزدیکان رو میشناسی و با غریبه ها غریبی نمیکنی.
اگر قد روروئک رو کوتاه تنظیم کنم باهاش حرکت میکنی، جغجغه تو خیلی دوست داری.

قدرت دستهات شکر خدا زیاد تر شده و به شدت چنگ می گیری!و یا ویشگون. طوری که اگر ناخنهات رو هر هفته نگیرم زخم می کنی.
از خواب که بیدار می شی دنبال آدمی کسی می گردی و تا دیدیش میخندی ( خیلی اون خنده هات می چسبن به آدم)
کمی سفیدترشدی و همی موهای جنینی ت هم ریخته و موی جدیدات بلند شدند.
اگه مشغول بازی عمیق باشی و از دستت شیء رو بگیرم به شدت و بامزه می زنی زیر گریه.
بازی «دالی » رو مثل همه ی بچه ها دوست داری.

| 21 هفتگی | با روروئک خود را جلو میکشد و دستهاش رو برای بغل کردت بالا میاورد |
| 23هفتگی | با روروئک راه می رود |
| 23هفته و 3روز | شکمش را از زمین بلند میکند |
| 23هفته و 4روز | دَدَدَ و اَدَ میگوید |
| 24 هفتگی |
عروسکهای تاتی را روی زمین میکوبد و بوق می زنند! هرچیزی را بدست بگیرد میکوبد زمین |
| 27 هفته و 3 روز |
چاردست و پا رفته و در همان حال زانو هایش را بازکرده و کمرش را بالامیاورد از موانع پتو، بالش، تک پله مرمر پذیرایی عبور میکند،همه چیز را میگیرد تا بلند شود.(6ماه و 11 روزگی) |
| 27هفته و 6روز | دستمان را می گیرد و می ایستد(با زور خودش) |



نیــــــــم سال گذشت! 
